تبليغاتX
خانه دوست

خانه دوست

اگر توانایی این را نداری که وقتی غمگینم شادم کنی

صدایم نکن

نگزار از این که هست غمگین تر شوم

صدایم نکن

خودم با آن کنار می آیم و خوب می شوم

+ نوشته شده در  88/02/06ساعت   توسط رهگذرآشنا   | 

 خوشبختی توپی است كه وقتی می غلتد به دنبالش می رویم و وقتی توقف می كند به آن لگد میزنیم...
+ نوشته شده در  87/11/09ساعت   توسط رهگذرآشنا   | 

بگذاردلم بهر خود آرام نگیرد

درخانه ی دل بی تو کسی نام نگیرد

بگذار که آهنگ دل انگیز طپش ها

بی نام تو در بسترخود کام نگیرد

بگذار که دیواره ی صیقل زده ی دل

نقش دگری جز تو به ایام نگیرد

بگذار که این خانه ی رنگین شده باعشق

رنگ دگری جز رخ گلفام نگیرد

بگذار دلم باتو،وتنهاچونشیند

در خلوت خودجزتو زکس جام نگیرد

+ نوشته شده در  87/11/08ساعت   توسط رهگذرآشنا   | 

شاید مرا دیگر نشناسی ، شاید مرا به یاد نیاوری . اما من تو را خوب می شناسم . ما همسایه ی شما بودیم و شما همسایه ی ما و همه مان همسایه خدا

+ نوشته شده در  87/11/06ساعت   توسط رهگذرآشنا   | 

من هرگز در مورد آینده فکر نمی کنم زیرا به زودی می آید.

+ نوشته شده در  87/10/24ساعت   توسط رهگذرآشنا   | 

لحظه ای را گر تو باشی پیش من

لحظه لحظه با تو گویم

لحظه ای دیگر برو

+ نوشته شده در  87/10/22ساعت   توسط رهگذرآشنا   | 

تنهایی

گرچه اغلب از آن فراری اند

اما

برای آنان که به آن نیاز دارند

دست نیافتنی است...

+ نوشته شده در  87/10/14ساعت   توسط رهگذرآشنا   | 

+ نوشته شده در  87/10/11ساعت   توسط رهگذرآشنا   |